خاطرات تور ارفع ده / غرض نقشی کز ما باز ماند

تور یک روزه ارفع ده تا چشمه پراو

خاطرات و گفته های همسفران

23 اردیبهشت 1393

تا با سر زلف تو مرا کار افتاد ... بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
یک روز سالم و مفرح در کنار دوستان اسپیلتی!
محمدرضا و مرتضی عزیز تشکر
علی رضا زارع

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید ... یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید
احسان لطیفی

 

وقتی قرار شد بستنی بخری اشک جمع شد...
مرسی هم محلی
نسیم

 

  غرض نقشی کز ما باز ماند ... نمی بینم من هستی را بقایی
اگر چه که اولین بار بود که با شما بودم ولی بسیار لذت بردم و به قول حاظ سلطان جهانم به چنین روز غلام است.
زنده باد

 

امروز تولد من بود ... تو را دفع کرده با آقای مهدی ... عالی بود .
همسفرهای ما: شکیبا ، مهدی، مریم، محمد، شیما، محمد

 

لحظه های غم انگیزی است. لحظاتی که به پایان روزهای خوبی می رسیم. اینک این لحظه از آن لحظه های به پایان یک خاطره ی خوش دیگر این که قدر این لحظات را بدانیم

 

گویند بهشت با هور خوش است ... من گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از نسیه بردار ... که آواز دهل شنیدن از دور خوش است.
مریم و شازده اش

 

کانال تلگرام اسپیلت

کانال تلگرام اسپیلت

اینستاگرام خارجی

شماره تلفن اسپیلت